سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
سازمان های مللی - ...
سازمان های مللی - ...

پراکنده هایی از سر درد ...

چهارشنبه 26 آبان 89 ساعت 4:3 عصر

بسم الله


پراکنده نویسی : وقتی دلت خیلی از خیلی جاها پر است ... باید بنویسی آن هم خیلی تا ببیند خیلی ها آن را خیلی ... پراکنده نویسی یعنی خیلی نوشتنی که خیلی مخاطب دارد و خیلی موضوع برای این که خیلی ها ببینند و این خیلی ها هم نوشته می شوند تا دیده شوند ...


1- چند وقتی ضلع شمالی محله یعنی مرز محله ما با محله ی کثیف ....... درغرب تهران شده بود پاتوق زنان هرزه خیابانی طوری که صدای خیلی از اهالی محل هم درآمده بود که به حمدالله توسط نیروهای بسیج بزرگراه تا حد زیادی پاک سازی شد یقینا نکته اصلی این نیست بحث بر سر این است که حجاب چه چیز خوبی است ... حد اقل کار حجاب این است که بانوی محجبه شبیه زنان هرزه بالا محله نیستند ... بحثم بی حجابی هم نیست ! بحثم بر سر این است که چه قدر باید احمق باشد کسی که شباهت به فلان بازیگر خراب هالیوودی ! چه آمریکایی و چه ایرانی یا شباهت به همان زن هرزه بالا محله را افتخار و متجدد و متمدن شدن بداند ! همیشه برایم مسئله بود که شبیه چه کسی هستم ... حداقل ویژگی کسی که شبیهش هستم باید این باشد که سرش به تنش بیارزد ! مسلما باید این برای یک بانو مهم تر باشد ...و ناراحتم برای محجبه هایی که از چادر خود خجالت می کشند ... آنقدر که روشنفکر نمایان به نماد بی عفتی خود می بالند خیلی ها به ارثیه مادرشان حضرت زهرا (س) نمی بالند ... دنیای عجیبی شده ...


2- چند وقتی است به علم غربی به ای نحو کان حساسیت پیدا کردم مخصوصا از موقعی که دکتر عزیز برای سیاتیکم آرامبخشی صادر کرد که بعد از مصرف 4 نصفه از آن فهمیدم مخدری ضعیف شده است ! پس 46 نصفه قرص باقی مانده را همراه با علمش تقدیم چاه توالت کردم ! حالا فرض کن این علم مزخرف که حاضر است پزشکی اش با جسمت این کار را کند علوم مرتبط با عقل و رحی که قبولش ندارند مرتبط است چه خواهد کرد !؟ واقعا استادی که در دانشگاه روانشاسی غرب بدون خدا را در ایران تدریس می کند و کلی هم به به و چه چه می کند اینقدر فهم و شعور ندارد که گیریم اصلا خدا نباشد تصور وجود خدا با آن توانایی مسلما بر روی فرد تاثیر می گذارد ! واقعا این استاد آنقدر شعور پیدا نکرده که روانشانسی باید بومی باشد ؟ یا مثلا در همین علم اقتصاد غربی و اساتید احمقی که همه چیز را با آن می سنجند ! یک قلم صدقه و یک قلم اردوهای جهادی را چگونه در تحلیل هایشان جا می دهند و اگر نمی توانند جا دهند لطفه سکوت پیشه کنند و خفقان گرفته و منصبی را که به ناحق اشغال کرده اند به لایقش بسپارند و انشاء الله دیدارشان به قیامت ...


3- مدارس غیر دولتی هم پدیده ی شوم دیگری است که چند وقتی است ذهنم را به خود مشغول کرده است ، پدیده ای که نه خصوصی سازی فضای مدرسه ای که خصوصی سازی تربیت را به دنبال داشته و به نوعی تربیتی را پیش کشیده است که مولفه اقتصاد و سیاست بر مولفه فرهنگ غلبه پیدا نموده است ! مدارسی که محل کشتار فرهنگ ناب اسلامی است ! مدرسه مفید و پاساژ کثیف و منحوس مفید ! زیر نظر شیخ الخوارج موسوی اردبیلی که خدمات زیادی را به سران اسرائیلی فتنه می نماید یا مدارس خانواده کثیف حجاریان یعنی سلام که دانش آموز را مالی می داند در دستان نجسش برای هزینه کردن در راه مطامع سیاسی اش یا مدرسه فرهیختگان پاسداران که مدیرش با سوء استفاده از عکس های جبهه اش تیشه به ریشه تشیع و انقلاب می زند و محلی شده است یا برای کسب مال حرام یا نفاق سیاسی و در بهترین شرایط بی تفاوتی بسیاری از آن ها که ادعای ولایت می کنند ! به هر حال رابطه های کثیف این عده فضای امنی را یا برای سوء استفاده های مالی آنان یا برای ابراز بندگی شان به اسرائیل جهانخوار ایجاد کرده است .


4- دوست داشتم روزی می رسید و تمام دفاتر توطئه سازمان ملل در کشور بسته می شد و پای نوکران یهود و صهیونیسم در ایران بسته ! دیگر وقت آن رسیده است که جهان فکر دیگری برای اداره اش بکند ! و علاوه بر آن دوست دارم زود تر راهی هم برای اخراج سفاکان آل سعود و آل نهیان و دیگر وهابیون از کشور پیدا شود و خداوند روزی را برساند تا خواسته امام والا مقاممان خیمنی کبیر را به اجرا گذاریم و پرده کعبه را که به دست سفاکان آل سعود نجس شده است را با اشک دیدگانمان غسل دهیم ...


 


هنوز مانده است گفتن از وضعیت ادبیات و تربیت عمومی و علمای بی بصیرت و ...


انشاء الله برای بعد ...


والسلام


 


 


نوشته شده توسط : پوتین های بسیجی...

نظرات دیگران [ نظر]

-------------------------------- کلمات کلیدی : حجاب، علم بومی، مدارس غیر دولتی، سازمان های مللی


لیست کل نگاشت های پوتین بسیجی

شهدا خیلی وحشتناکند ...
موضوعی به نام التقاط ...
خداحافظ محمد حسین ...
شکایت ...
به کجا می رویم ؟
انقلاب اسلامی ...
خداحافظ علیرضا ...
برای برادرانی که کمترمی بینمشان ...
[عناوین آرشیوشده]