سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
دین حد اکثری - ...
دین حد اکثری - ...

بسم الله الرحمن الرحیم


چرا از حداکثر ظرفیت دینی استفاده نمی کنیم؟


جمله ی زیبای حضرت امام خامنه ای روحی لک الفدا مرا بیش از پیش به اهمیت نگاه موحدانه به مبانی زندگی معتقد کرد .


تاکیدی که حضرت امام در دومین نشست اندیشه های راهبردی برای استخراج معنای عدالت داشتند و آن تاکید این بود:


« در دستیابی به نظریه اسلامی عدالت باید از التقاط و هرگونه مونتاژ نظریه های دیگر به شدت پرهیز کرد و با مراجعه به منابع اصیل اسلامی ، این نظریه را استخراج نمود ».


 


چه می شود که ما از اسلام فاصله می گیریم ؟


حضرت امام خامنه ای در نخستین نشست اندیشه های راهبردی عرصه های پیشرفت را چهار عرصه اساسی عنوان نمودند : که شامل پیشرفت در فکر ، پیشرفت در علم پیشرفت در زندگی و مهمتر از همه پیشرفت در معنویت بود .1


با چند سوال ساده می توانیم بفهمیم که چه می شود اسلام و مسلمانی در نظر ما پوچ می شود ؟ که ابتدا سوالات را مطرح نموده و سپس به تفصیل آن خواهیم پرداخت.


1-       آیا عرصه فکر و توهم را جدا نموده ایم ؟


2-       علم ینفع و لاینفع را تشخیص می دهیم ؟


3-       تعریف مبنای از زندگی در دستمان هست ؟


4-       معنویت به عنوان اسای ترین عرصه پیشرفت در کجای عالم قرار دارد؟


 


وضعیت فعلی ما کجاست ؟


آن چه که به صورت انحرافی به جوانان عرضه می شود و آن ها را با دین زاویه می دهد سوالی است با مضمون و مبنای دینی که توسط آن هایی که در قرآن با فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا یاد می شوند با روکشی ظاهرا زیبا و باطنی کثیف عرضه می شود و آن هم بحث مسلمان شناسنامه ای و مسلمان واقعی است و القاء اینکه مسلمان شناسنامه ای نمی تواند مسلمان واقعی باشد و برای مسلمان شدن باید ابتدا از دین خارج شد و دوباره به دین بازگشت که خروج از دین ورود به عالم تکاثر را به همراه خواهد داشت و غرق شدن در عالمی که حق و باطل به هم آمیخته و تشخیص راه بازگشت در تکثر راه های منتهی به بن بست بسیار سخت خواهد بود . پس در اولین نتیجه این خروج رضایت به زندگی مادی و نتیجه گرا جای حضور در زندگی اسلامی را خواهد گرفت و نیاز های غریزی نیز جایگزین نیازهای اساسی خواهد شد .


 


حضور در عالم تکاثر به کجا می انجامد ؟


شاید حضور چند روزه در کویر و درک زیبایی های آن مخصوصا در منطقه ای محروم و دور از امکانات بتواند تصور عینی خروج از تکاثر را تصویر کند ! خروج از دنیایی که امکانات بسیار کمتری از دنیایی فعلی ما دارد نکاتی را نشان می دهد مثل : گذران راحت زندگی بدون مصرف زدگی ، صرفه جویی شدنی و استفاده درست از امکانات ، دستیابی به تفکرات اساسی و جدید ، درک عظمت پروردگار و ... که قطعا در زندگی مصرف زده شهری و همراه با تصاویر زیاد و تکراری که هر روز در اطراف ما حضور دارد اتفاق نخواهد افتاد و تصاویر بی ارزش روزانه که اضافه می شود با اطلاعات بدون ارزش گذاری زیادی که از طریق رسانه در ذهن افراد ریخته می شود دستیابی به اطلاعات کلیدی که می تواند جهت درست یا غلط بودن داده ها را نشان بدهد را بسیار سخت می نماید .


پس نتیجه این امر و حضور در عالم تکثر باعث می شود در کمترین حالت قلب داده های الهی و غیر الهی اتفاق بیافتد و اختلاط حق و باطل چهره بنمایاند و در بد ترین شرایط نیز داده های شیطانی آن چنان به عنوان داده های الهی عرضه شود که تشخیص آن برای عموم جامعه امکان پذیر نباشد و در نتیجه عالِم حق به کنار زده شده و عالِم باطل بر جای آن بنشیند . مثالی ساده برای این امر تقدم یافتن ارزش پایین دستی عدالت به ارزش بالا دستی اش یعنی ولایت می باشد که عامل انتقال تمام صفات نیک و فیوضات الهی است . (برای درک جایگاه ولایت به زیارت جامعه کبیره مراجعه شود)


 


دوری از التقاط راه استفاده حداکثری از ظرفیت دین .


بر خلاف آن ها که التقاط را در مبداء به آن می دانند که تفکری الهی با تفکری غیر الهی در هم آمیخته می شود و از دل آن تفکر التقاطی بیرون می آید من فکر می کنم التقاط معنای مبنایی تری دارد و آن هم این است : در آمیختن و جایگزین شدن نفس با اعتقادات حتی به اندازه حداقلی !


شروع اهمیت یافتن نفس باعث می شود هر جایی را در دین که برای نفس دور افتاده از فطرت قابل قبول نیست دچار تغییر کنیم و اگر خود نظری برای جایگزین کردن نداریم رو به اعتقادات دیگر برای جایگزینی مورد نظر می آوریم و در نتیجه دین در حالت حداکثری تحقق پیدا نخواهد کرد .


 --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------




1 : «آنچه که باز من اینجا اضافه میکنم، این است که عرصههاى این پیشرفت را به طور کلى  بایستى مشخص کنیم. چهار عرصهى اساسى وجود دارد، که عرصهى زندگى - که شامل عدالت و  امنیت و حکومت و رفاه و این چیزها میشود - یکى از این چهار عرصه است. در درجهى  اول، پیشرفت در عرصهى فکر است. ما بایستى جامعه را به سمت یک جامعهى متفکر حرکت  دهیم؛ این هم درس قرآنى است. شما ببینید در قرآن چقدر «لقوم یتفکّرون»، «لقوم  یعقلون»، «أفلا یعقلون»، «أفلا یتدبّرون» داریم. ما باید جوشیدن فکر و اندیشهورزى  را در جامعهى خودمان به یک حقیقت نمایان و واضح تبدیل کنیم. البته این از مجموعهى  نخبگان شروع خواهد شد، بعد سرریز خواهد شد به آحاد مردم. البته این راهبردهائى  دارد، الزاماتى دارد. ابزار کار، آموزش و پرورش و رسانههاست؛ که باید در  برنامهریزىها اینها همه لحاظ شود و بیاید  .
 
عرصهى دوم - که اهمیتش کمتر  از عرصهى اول است - عرصهى علم است. در علم باید ما پیشرفت کنیم. البته علم هم  خود، محصول فکر است. در همین زمان کنونى، در حرکت به سمت پیشرفت فکرى، هیچ نبایستى توانى و کوتاهى و کاهلى به وجود بیاید. خوشبختانه چند سالى است که این حرکت در کشور شروع شده؛ نوآورى علمى و حرکت علمى و به سمت استقلال علمى حرکت کردن. علم هم اینجورى است دیگر؛ بلافاصله در قالب فناورىها و اینها خودش را نشان میدهد. در موارد زیادى، محصول حرکت علمى هم مثل این مسئلهى مورد بحث ما از چیزهاى بلندمدت نیست؛ نزدیکتر و ثمرهى آن دمدستتر است. کار علمى را بایستى عمیق و بنیانى انجام داد. این هم یک عرصهى پیشرفت است.
 
عرصهى سوم، عرصهى زندگى است، که قبلاً عرض کردیم. همهى چیزهائى که در زندگى یک جامعه به عنوان مسائل اساسى و خطوط اساسى مطرح است، در همین عنوان «عرصهى زندگى» میگنجد؛ مثل امنیت، مثل عدالت، مثل رفاه، مثل استقلال، مثل عزت ملى، مثل آزادى، مثل تعاون، مثل حکومت. اینها همه زمینههاى پیشرفت است، که باید به اینها پرداخته شود.
 
عرصهى چهارم - که از همهى اینها مهمتر است و روح همهى اینهاست - پیشرفت در عرصهى معنویت است. ما بایستى این الگو را جورى تنظیم کنیم که نتیجهى آن این باشد که جامعهى ایرانى ما به سمت معنویتِ بیشتر پیش برود. البته این در جاى خود براى ما روشن است، شاید براى خیلى از حضار محترم هم روشن است؛ اما باید براى همه روشن شود که معنویت نه با علم، نه با سیاست، نه با آزادى، نه با عرصههاى دیگر، هیچ منافاتى ندارد؛ بلکه معنویت روح همهى اینهاست. میتوان با معنویت قلههاى علم را صاحب شد و فتح کرد؛ یعنى معنویت هم وجود داشته باشد، علم هم وجود داشته باشد. دنیا در آن صورت، دنیاى انسانى خواهد شد؛ دنیائى خواهد شد که شایستهى زندگى انسان است. دنیاى امروز، دنیاى جنگلى است. دنیائى که در آن علم همراه باشد با معنویت، تمدن همراه باشد با معنویت، ثروت همراه باشد با معنویت، این دنیا دنیاى انسانى خواهد بود. البته نمونهى کامل این دنیا در دوران ظهور حضرت بقیةاللَّه (ارواحنا فداه) اتفاق خواهد افتاد و از آنجا - من این را اینجا عرض بکنم - دنیا شروع خواهد شد. ما امروز در زمینههاى مقدماتىِ عالم انسانى داریم حرکت میکنیم. ما مثل کسانى هستیم که در پیچ وخمهاى کوهها و تپهها و راههاى دشوار داریم حرکت میکنیم تا به بزرگراه برسیم. وقتى به بزرگراه رسیدیم، تازه هنگام حرکت به سمت اهداف والاست. بشریت در طول این چند هزار سال عمر خود، دارد از این کورهراهها حرکت میکند تا به بزرگراه برسد. وقتى به بزرگراه رسید - که آن، دوران ظهور حضرت بقیةاللَّه است - آنجا حرکت اصلى انسان آغاز خواهد شد؛ حرکت سریع انسان آغاز خواهد شد؛ حرکت موفق و بىزحمت انسان آغاز خواهد شد. زحمت فقط عبارت است از همین که انسان در این راه حرکت کند و برود؛ دیگر حیرتى در آنجا وجود نخواهد داشت.»


نوشته شده توسط : پوتین های بسیجی...

نظرات دیگران [ نظر]

-------------------------------- کلمات کلیدی : امام خامنه ای، دین حد اکثری


لیست کل نگاشت های پوتین بسیجی

شهدا خیلی وحشتناکند ...
موضوعی به نام التقاط ...
خداحافظ محمد حسین ...
شکایت ...
به کجا می رویم ؟
انقلاب اسلامی ...
خداحافظ علیرضا ...
برای برادرانی که کمترمی بینمشان ...
[عناوین آرشیوشده]