سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
حسینیه... - ...
حسینیه... - ...
   1   2      >

بسم الله


این مطلب نقدی است متفاوت و نه قطعی در باره مداحی ده سال اخیر نظرات خود را البته نه به صورت تعصبی در قسمت نظرات قرار بدید انشاء الله مطالب مفید که در آن از استدلال های دینی و با گرایش به نظام مقدس جمهوری اسلامی استفاده شده باشد حتما در انتهای مطلب فوق قرار خواهد گرفت .


 


در این مطلب از شخصیت ها به صورت واقعی اسم برده خواهد شد .


 


عبدالرضا هلالی مداح حزب اللهی جوان و دوست داشتنی و پر حاشیه ایست که نقطه عطفی در مداحی های 10 -15 سال اخیر به حساب می آید ! مداحی که با تمام سعی برای فرار از این حاشیه ها با حاشیه سازی های مختلف موافقان و مخالفان نظام مقدس جمهوری اسلامی گاه و بیگاه مواجه می شود .


برای پی بردن به نقطه عطف گفته شده دوستان می توانند رجوع کنند به مداحان بزرگ و صوت های باقی مانده از آن ها یک سال قبل از ظهور پدیده ای به نام عبدالرضا هلالی و به یک تا دو سال پس از ظهور این پدیده . در این متن فعلا از پرداختن به نقد جزئی شخص عبدالرضا هلالی خود داری می نمائیم و در فضایی کلی به بررسی و نقد این پدیده خواهیم پرداخت .


دوستانی که در فضای مداحی سال های 75 -76 و حوالی این سال ها قرار داشته اند به یاد می آورند که مداحی دو اصل را در خود داشت محدود بودن سبک ها (نه با احتساب مداحی های پاپ که به موقع مورد نقد قرار خواهد گرفت) و عدم نو آوری در سبک و حتی شعر ! فراگیر نبودن مداحی در بین عموم مردم و استفاده قشر خاص دینی از مداحی.


همچنین حضور مادحین معروف که تعداد آن ها به انگشتان دست هم نمی رسید و تجمع آن ها در فضایی به نام مهدیه تهران و همچنین مادحینی که حتی از دسته فوق هم مخاطبینی خاص تر داشتند . که از دسته اول می توان به محمد رضا طاهری محمود کریمی و سعید حدادیان و تا حدودی حسن خلج و ظهور اندک مجید بنی فاطمه را اشاره نمود و در دسته دوم هم مداح بزرگی چون حاج منصور ارضی و در کنارش حسین سازور و مداحینی که قشر خاص بچه های هیئتی به آن ها گرایش داشتند و هنوز هم به همان صورت به راه خود ادامه می دهند مانند حاج علی قربانی ، حاج ماشاء الله و نریمان پناهی و ...


این فضا در حوالی سال 79-80 و با ظهور پدیده ای به نام عبدالرضا هلالی دچار تغییر اساسی می گردد ، فضایی کوچک در مجیدیه و بیرون آمدن کاست های هفتگی این هیئت  که مداح آن پسر جوانی است به نام عبدالرضا هلالی که در حدود 19-20 سال دارد هیئت های بزرگ هفتگی و مطرح شدن آن ها را رقم می زند . با ورود عبدالرضا هلالی به هیئت های بزرگترین مداحان یاد شده در بالا این تغییر سرعت بیشتری می گیرد خواندن در شب تاسوعا در کنار محمود کریمی که بسیار کم اتفاق می افتد کسی در این شب در هیئت رایت العباس (ع) و در کنار محمود کریمی بخواند با حضور در ظهر تاسوعا در هیئت رزمندگان اسلام و مهدیه امام حسن مجتبی و ذکر مصیبت در کنار سعید حدادیان تکمیل می شود و با حضور در ظهر عاشورا در کنار حاج منصور ارضی این سیر به اوج می رسد .


هواداری مداحان مورد تایید حزب اللهی ها عبدالرضا هلالی را به اوج محبوبیت در میان این قشر می رساند خواندن سبک هایی جدید او را در میان غیر از این قشر نیز بسیار محبوب می گرداند . اوج محبوبیت عبدالرضا هلالی با جذابیت های خاص خودش در میان قشر جوان به وجود می آید . قشری که به راحتی حاضر نیست در مسیری خاص پا بگذارد با عبدالرضا هلالی رو به هیئت می آورد (می توانید رجوع کنید به تعداد هیئت های موجود در محلات قبل و بعد از سال 80 ) .


با گل کردن عبدالرضا هلالی اتفاقی جدیدی در سیر مداحی رخ می دهد مادحین فعالی که تا قبل از این به واسطه شهرت و سایه ی سنگین شخصیت های بزرگ و عزیز مثل حاج منصور ارضی ، سعید حدادیان ، محمود کریمی و محمدرضا طاهری قابلیت مطرح شدن را نداشتند با استفاده از فضای ایجاد شده توسط هیئت الرضا (ع) در سطح جامعه مطرح می گردند مطرح شدن سید مهدی میرداماد ، مهدی سلحشور ، سید جواد ذاکر ، حسین سیب سرخی ، مهدی اکبری و مطرح شدن کوتاه مدت مجید بنی فاطمه و همچنین ظهور مداحین جوان و تقریبا هم سن و سال عبدالرضا هلالی و با همان سبک و از هیئت الرضا (ع) شروع می شود و این سیر تا کنون نیز ادامه دارد ظهور احد قدمی ، روح الله بهمنی ، محمد کمیل ، حمید علیمی ، جواد مقدم و پس از آن محمد حسین حدادیان را می توان از این دسته ذکر کرد .


کم کم و به مرور این تغییر به خود مداحین بزرگ سرایت می کند تغییر سبک های محمود کریمی و همچنین شعر های نوی مورد استفاده محمود کریمی را می توان بزرگترین این تغییرات دانست و آن هایی نیز که نمی توانستند خود رو به چنین روشی بیاورند استفاده از فرزندان خود یا مداحانی که توانایی چنین سبکب را داشتند در دستور کار خود قرار می دهند . البته شخصیت هایی چون حاج علی قربانی ، محمد رضا طاهری ، حسن خلج ، نریمان پناهی و ... همچنان به همان مسیر خود ادامه می دهند .


حضور سنگین رضا هلالی جوان در کنار مداحین بزرگ و خطاب حاج منصور ارضی به رضا حلالی در فاطمیه دوم معروف که او را جای پسر خود می نامد و اعلام می کند هر کس با رضا طرف شه با من طرف شده آن هم نه در هیئت خود بلکه با حضور در هیئت الرضا (ع) (خیلی کم می توانید پیدا کنید که حاج منصور در هیئتی به غیر از هیئت های خودش ظاهر شود) و همچنین در مراسم شهدای ارک رضا هلالی را به بالا ترین حد ممکن می رساند .


این اتفاق برای بسیاری به خصوص از اطرافیان مداحان گران تمام می شود ! حاشیه های عبدالرضا هلالی جوان رو به ازدیاد می گذارد و با آن فاطمیه معروف و مورد ضرب و شتم قرار گرفتن توسط عده ای که خود را متولی دین می دانند (که البته نمی توان از خدمات آن ها نیز گذشت) و پس از آن پخش گسترده و دور از دیانت و تقوای فیلم معروف عبدالرضا هلالی به اوج می رسد کاری که تا به حال برای هیچ ذاکر اهل بیتی تا کنون نشده بود به صورت ناجوانمردانه ای که بهترین آن استفاده از جمله هدف وسیله را توجیه می کند گریبان مداح محبوب نسل جوان و حزب اللهی های نسل جدید را می گیرد .


دیگر مداحان بزرگ حاضر نیستند از رضای هلالی در مجالس خود استفاده کنند و عملا آن هایی که حتی با وجود رضا هلالی هیئت هایشان رونق بیشتری می گرفت و بسیار از او استفاده کرده بودند ناگهان به بهانه هایی مانند اینکه رضا سبک های غیر متعارف و گوش ندادن به تذکرات در زمانی که فرزندان و اطرافیان و دیگر مداحان جوانی که در کنارشان در حال خ.اندن هستند پشت عبدالرضا هلالی را خالی می کنند .


خیلی از این گونه حرف ها نگذشته و انتقاد ها به سبک و شعر های رضای هلالی ادامه دارد که در شب میلاد امام حسن (ع) شعر بسیار عجیب محمود کریمی و به سبکی نزدیک رپ در مهدیه امام حسن مجتبی (ع) با استقبال محمود کریمی مواجه می گردد ، این اتفاق این شائبه را بیشتر در ذهن متبادر می کند عدم پذیرش رضا هلالی در این هیئت ها بیش از این که مربوط نوع خواندن او باشد سنگین بودن ادامه حمایت از اوست چراکه در همین میان پسر سعید حدادیان به شدت مشغول خواندن اشعار رضا هلالی است که با همراهی پدرش نیز در مواقعی همراه می شود .


در ادامه این داستان می توان تقدیری را نیز از عبدالرضا هلالی نیز به عمل آورد هر چند که شاید کمی و در مدتی او از آرمان های مورد نظرش دور شد ، اما هیچ گاه در مقابل این بی مهری ها پشت پا به آرمان های مورد نظرش نزد و همچنین با این که همچنان جمعیت زیادی از نسل جوان را به همراه خود داشت ، که این بار و به واسطه رانده شدن از طرف بسیاری از بزرگان مداحی حامی نظام مقدس جمهوری اسلامی عده ی زیادی از جوانان منتقد نظام به هیئت الرضا (ع) گرایش پیدا کرده بودند از دامن زدن به اختلاف و ایجاد دو دستگی در هیئت های نظام خود داری نمود در شرایطی که به راحتی شرایط آن را داشت .


انشاء الله در مبحث های بعد به نقد های زیادی در باره ی این مداح عزیز نیز خواهیم پرداخت ، ولی بر خود لازم می دانستم در برابر هجمه های زیادی که به این عزیز که دلیل عزیز بودنش نیز بسیجی و رهرو شهدا بودن و حامی نظام مقدس جمهوری اسلامی است مطلبی را تهیه نمایم که حاوی نکات مثبت حضور عبدالرضا هلالی در عرصه مداحی کشور باشد .


انشاء الله که همیشه نیز بسیجی بماند هر رور بسیجی تر از قبل .


برادر رضا خسته نباشی !  


نوشته شده توسط : پوتین های بسیجی...

نظرات دیگران [ نظر]

-------------------------------- کلمات کلیدی : مداحی، هلالی، حاج منصور

شعر عاشورایی تو آخرین روز های لباس مشکی

سه شنبه 6 اسفند 87 ساعت 12:27 عصر

بسم الله


چند وقت تو دلم مونده بود این شعر رو بنویسم .


خیلی دوست دارم این شعر رو برای همین گفتم تا ماه صفر تموم نشده این رو بذارم .


شعری که این شاعر جوون پیش آقا خوند و کلی آقا تشویقش کرد .


 


با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد


ذهنش ز روضه های مجسم عبور کرد


در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد


شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد


احساس کرد از همه عالم جدا شده است


در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده است


در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت


وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت


وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت


مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت


باز این چه شورش است که در جان واژه هاست


شاعر شکست خورده ی طوفان واژه هاست


بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت


دستی ز غیب قافیه را کربلا گذاشت


یک بیت بعد واژه لب تشنه را گذاشت


تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت


حس کرد پا به پاش جهان گریه می کند


دارد غروب فرشچیان گریه می کند


با این زبان چگونه بگویم چه ها کشید


بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید


اورا چنان فنای خدا بی ریا کشید


حتی براش جای کفن بوریا کشید


در خون کشید قافیه ها را حروف را


از بس که گریه کرد تمام لهوف را


اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت


بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت


این بند را جدای همه روی نیزه ساخت


خورشید سر بریده غروبی نمی شناخت


بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود


او کهکشان روشن هفده ستاره بود


خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن


پیشانی اش پر از عرق سرد و بعد از آن


خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن


شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن


در خلصه ای عمیق خودش بود و هیچ کس


شاعر کنار دفترش افتاد از نفس


حمید رضا برقعی


 


خدا حافظ پیرن سیاه ...


خدا حافظ سیاهیا


خدا حافظ محرم و صفر ...


خدا حافظ دو ماه هیئت....


خدا حافظ مجلس روضه ...


خدا حافظ بچه هیئتیا...


راستی امروز بود که رفتن در خونه مادرمون ... و با لگد زدن به در ...


امروز بود داستان گردن و ریسمون اتفاق افتاد بچه ها ...


بابامون علی رو می گم ....


وای....


وای .....


 


نوشته شده توسط : پوتین های بسیجی...

نظرات دیگران [ نظر]

-------------------------------- کلمات کلیدی : روضه

هو اللطیف


گیر ندید که مدرکش کجاست !!!


این مطلب من در آوردیه ...


یه فکره فقط تصور اینکه اربعین چی گذشته .همین


داشتم فکر می کردم که یقینا 72 قبر اون جا بوده البته 71 چون حضرت علی اصغر (ع) روی سینه ی باباش بود .


داشتم فکر می کردم که هرکی سمت قبر کی رفته ؟


یقینش این باید باشه که جضرت بی بی سکینه (س) پر پر می زده برای قبر عمو عباسش ، رقیه هم که نبود ...


یقینی تر اینه که حضرت زینب کبری (س) هم اول رفته باشه سراغ قبر برادر بعد دو طفلان زینب (س)


باور دارید که هویت زینب(س) حسین (ع) بود ؟


فکر کنم امام سجاد (ع) هم بین بین الحرمین هی می رفته و بر می گشته . شاید هم رفته پیش داداش اکبر (ع) آخه خیلی سخته ...


ولی عباس (ع) و حسین(ع) نمی شد یکیشون بمونن و یکیشون بره !


اربعین شاید خیلی ها سعی حسین (ع) و عباس (ع) رفته بودند همونجوری که الآن هم اون هایی که رفتن تعریف می کنند که تو بین الحرمین در به در سقا و ساقی می شی .


اگر حضرت رقیه خاتون (س) بود شاید می رفت سر قبر حضرت علی اصغر (ع) باباش رو نمی دونم طاقت داشت بره یا نه ؟ هرچند که اگر می خواست بره پیش داداش مجبور بود بره سر قبر بابا .


ما که نرفتبم کربلا ...


برای همینه که :


یا عباس (ع) حسین (ع)


 


نوشته شده توسط : پوتین های بسیجی...

نظرات دیگران [ نظر]

-------------------------------- کلمات کلیدی :

عاشورا رسید ...

شنبه 29 دی 86 ساعت 7:2 صبح

بسم رب الحسین (ع)


خاک عالم به سرم از اثر تیر و ...


امروز عباسی نیست که بگویم :


یا عباس (ع) حسین (ع)


نوشته شده توسط : پوتین های بسیجی...

نظرات دیگران [ نظر]

-------------------------------- کلمات کلیدی :

بسم رب الحسین (ع)


و عباس(ع) یل کربلا بود ...


عباس (ع) علمدار هم بود ...


کسی تاب نگاهش را هم نداشت ...


ولی تمام قدرتش به این بود که وقتی دستور رسید که فقط آب ...


فقط آب بود ...


هر چند که ریخت ...


می خواستم بگویم که ...


تمام قدرت عباس (ع) در این بود که نجنگید ...


و شاید همین بود که کمر حسین (ع) شکست ...


 


لب شط فرات به یاد سقای عشق / تشنه لب بودن و از آن نخوردن خوش است


یا عباس (ع)حسین (ع)


 


نوشته شده توسط : پوتین های بسیجی...

نظرات دیگران [ نظر]

-------------------------------- کلمات کلیدی :

   1   2      >

لیست کل نگاشت های پوتین بسیجی

شهدا خیلی وحشتناکند ...
موضوعی به نام التقاط ...
خداحافظ محمد حسین ...
شکایت ...
به کجا می رویم ؟
انقلاب اسلامی ...
خداحافظ علیرضا ...
برای برادرانی که کمترمی بینمشان ...
[عناوین آرشیوشده]